خرید بک لینک

درباره سایت

آشفتگی های مدامم من

امکانات وب

وسایلامو جمع کردم بردم خوابگاه ... شنبه آینده هم خودم میرم . متنفرم از اینک هیچی درس نخوندم .تابستون زندگی نباتی داشتم تقریبا . هیچ کار مفیدی انجام ندادم . رسما فقط خوردم و خوابیدم . البته دوتا کتاب خوندم . ولی بازم خیلی مفید نبود . دلم میخواد این هفته جبرانش کنم .

برچسب: آینده برای من است,آینده مال من است, نویسنده: سپیده اکبری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 16:20

با ی شدت خیلی زیادی دارم بودی پاییز رو حس میکنم . دیشب خیلی زیاد دیر خوابیدم و صبح هم دیر پاشدم ، قسمت دوم ی سریال رو تماشا کردم شب باید بریم پارک . دلم میخواد برم فرایزبی و رنج . اما کسی همکاری نمیکنه باهام بیاد و سوار شیم . حالا شاید تنهایی خودم سوار شدم . باید حسابی از انتهای تعطیلاتم استفاده کنم و ی جوری تمومش کنم ک وقتی سوم برمیگردم دانشگاه لبخند روی لام باشه . پارسال ک با ی ترس بزرگی رفتم دانشگاه و ترم یک بی نهایت بدی رو گذروندم . حالا بازم ترم دو خیلی بهتر از ترم یک بود . ولی ترم سه رو باید واقعا جذاب بگرونم و نذارم هیچ کدوم از مشکلات رو خودم تاثیر بذاره

برچسب: نویسنده: سپیده اکبری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 16:20

کم کم داره شنبه و اولین روز دانشگاه نزدیک میشه ، دلم برای خیلی ها تنگ شده ، خیلی ها رو هم واقعا اصلا دلم نمی خواهد تا ببینم. دلم برای دوستام تنگ شده ، اما ی چیزایی رو باید این ترم وااااقعا لحاظ کنم. میدونی تو ی سریال دیدم ی دختری ک مغرور بود اصلا نمی خندید ، وقتی یبار خندید خیلی زیباییش ب چشم اومد . من خودم زیبا هستم و جدا وقتی میخندم قشنگ تر میشم ، یبار یکی بهم گفت ، خنده هات خستگی ها رو در میبره ، خوب من قطعا شاد رفتار خواهم کرد اما خندیدنم رو محدود میکنم.یکی دیگ اینک کلا باید رابطه ام رو با خیلی ها محدود کنم و در کل خط قرمز هام رو وسیع تر کنم این قضیه برای خ

برچسب: نویسنده: سپیده اکبری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 16:20

در ادامه همه ی اون فکرام دارم میبینم مامانم داره همه ی همه زندگیش رو برای ما میذاره . هر چیزی ک بخواهیم مهیا هست ، تقریبا تا الان هرچی رو ک دیدم و دلم خواسته خریدم و آرزو و حسرت هیچ چیزی روی دلم نیست . ن فقط منم بلکه خواهر و برادرمم این مدلی هستن . از نظر مالی خدا رو شکر مشکلی نداریم . مامانم هر سه تای ما رو به شدت دوست داره . و جدا اصلا دلش نمیخواد تا ما ناراحت باشیم یا چیزی به دلمون بمونه . همه ی اینا اوکیه همه ی اینا چیزای خیلی خیلی خوبی هستن امل همیشه این مشکل هست ک یکم مامانم بی اعصاب هست و یکم بی حوصله . من بهش حق نمیدم و شدیدا هم از این قضیه عذاب وجدان دار

برچسب: نویسنده: سپیده اکبری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 16:20

تابستونم رو با فیلم دیدن وکتاب خوندن گذشت

سریال کره ای وارثان

فیلم من پیش از تو

فیلم اتاق

فیلم فندق شکن

انیمیشن کورالاین

انیمیشن لوراکس

کتاب اتاق

کتاب پیش از آنکه بخوابم

برچسب: summer olympics,summer,summer olympics 2016,summerfest,summer olympics 2020,summer dresses,summer quotes,summer league,summer sixteen tour,summer glau, نویسنده: سپیده اکبری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 16:20

کلا هرچی از دوستی من با سه تا هم کلاسیم ک بهشون میگم دوست صمیمی میگذره بیشتر متوجه میشم ک این احساس دوست صمیمی و رسمیتش فقط فقط از طرفه منه . مثلا میگم ما داریم جایی میریم و نفر پنجمی هم هست ، مثلا کاف یا ال ؛ بعد اگ کاف باشه میم باهاش میاد و نون با ف میاد یا اگ ال باشه نون باهاش میاد و میم با ف همراه میشه ، اما هیچ کدوم واکنشی نسبت ب تنها بودن من ندارن ، اما اگ هر کدوم دیگ تنها بمونن بقیه کلی همراهیش میکنن. بعدیشم هم گروه سه تاییشون هست ک ب اسم ما سه نفر ک من توش نیستم و اتفاقی تو گوشی میم دیدم ، خب من با این قضیه ها ناراحت میشم ، و از دلم بیرون نمیره حتی با وجو

برچسب: sj sharks,sj earthquakes,sj mercury,sj gas,sj giants,sj library,sj craigslist,sj jung,sj surya,sj times, نویسنده: سپیده اکبری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 16:20

ب مامانم میگم خرمالو دلم میخواد ، میگ بیا انار بخور ...

میگم رفتی بیرون خرمالو بخر ، میاد میگ بیااا برات موز خریدم ...

با خرمالو خصومت شخصی داره ، همش نادیده اش میگیره طفلکو ...

برچسب: نویسنده: سپیده اکبری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 16:20

صفحه بندی